خواندن این مقاله میتواند نگاه شما و کارکنانتان را به گفتوگو با مشتری تغییر دهد و نشان دهد چگونه با اصلاح چند واژه، یک مکث کوتاه و کمی توجه به لحن و زبان بدن، اعتماد مشتری را افزایش دهید و تجربهای ماندگار برای او بسازید.
مشتری فقط حرف شما را نمیشنود؛ احساس شما را هم میخواند
راهنمای کاربردی فن بیان، زبان بدن و پاسخگویی حرفهای برای فروشندگان و طلافروشان
نویسنده: مهندس فاضل معیری پژوهشگر و کارشناس تخصصی حسابداری طلا و جواهر زمان مطالعه: حدود ۶ دقیقه
در بسیاری از کسبوکارها، کیفیت محصول فقط بخشی از تجربه مشتری را میسازد؛ بخش دیگر، نحوه برخورد، توضیحدادن، شنیدن و پاسخگویی فروشنده است.
این موضوع در صنف طلا و جواهر اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا مشتری برای خرید کالایی ارزشمند وارد فروشگاه میشود و پیش از پرداخت، باید به فروشنده، وزن، عیار، قیمت، اجرت، محاسبات و اصالت کالا اعتماد کند.
گاهی فروشنده اطلاعات کافی دارد و صادقانه کار میکند، اما سرعت زیاد در صحبت، چهره بیحوصله، لحن نامناسب یا توضیحات دفاعی باعث میشود مشتری احساس خوبی نداشته باشد.
فروشنده حرفهای حتی هنگام اعتراض یا گلایه مشتری، آرام، روشن، قاطع و محترمانه صحبت میکند. هدف او اثبات بیتقصیربودن خود نیست؛ هدف، حل مسئله و حفظ اعتماد مشتری است.
فن بیان فقط انتخاب کلمات زیبا نیست
فن بیان حرفهای مجموعهای از عوامل بههمپیوسته است؛ از نوع نگاه ما به مشتری گرفته تا لحن، حجم و ریتم صدا، سرعت صحبتکردن، حالت چهره و شیوه نگاهکردن.
توانایی شنیدن بدون قطعکردن صحبت، انتخاب واژههای روشن و محترمانه، توضیح مطالب پیچیده به زبان ساده، حفظ آرامش هنگام اعتراض مشتری و ارائه راهحل بهجای توجیه و دفاع نیز از مهمترین اجزای فن بیان حرفهای هستند.
اگر فروشنده در ظاهر مؤدب باشد، اما در درون خود مشتری را مزاحم، ناآگاه یا مقصر بداند، این احساس معمولاً در چهره، نگاه، لحن و رفتار او آشکار میشود.
مولانا این حقیقت را قرنها پیش چنین بیان کرده است:
هر اندیشه که میپوشی درون خلوت سینه نشان و رنگ اندیشه ز دل پیداست بر سیما
ضمیر هر درخت ای جان ز هر دانه که مینوشد شود بر شاخ و برگ او نتیجه شُرب او پیدا
پیام این ابیات روشن است: آنچه در درون خود پرورش میدهیم، سرانجام در رفتار و چهره ما دیده میشود.
بنابراین برخورد حرفهای فقط با حفظکردن چند جمله مؤدبانه ایجاد نمیشود. نخست باید نوع نگاه خود را اصلاح کنیم:
مشتری مزاحم کار ما نیست؛ مشتری دلیل شکلگیری و ادامه کسبوکار ماست.
زبان بدن؛ مشتری احساس پنهان فروشنده را تشخیص میدهد
پاول اکمن، پژوهشگر شناختهشده احساسات و حالات چهره، درباره «ریزحالتهای چهره» پژوهش کرده است. ریزحالتها واکنشهای بسیار کوتاهی هستند که ممکن است احساس واقعی فرد را برای لحظهای در صورت او آشکار کنند.
ممکن است فروشنده بگوید:
«خواهش میکنم، در خدمت شما هستم.»
اما اگر در چهره او بیحوصلگی، در نگاهش ناراحتی و در صدایش عجله احساس شود، مشتری ممکن است بیشتر از کلمات، همین نشانهها را دریافت کند.
احترام به مشتری نباید نمایشی باشد. کلمات محترمانه زمانی اثرگذارند که با اندیشه، حالت چهره، لحن و رفتار فروشنده هماهنگ باشند.
چرا بعضی فروشندگان تند صحبت میکنند؟
تند صحبتکردن همیشه نشانه تسلط یا هیجان نیست. گاهی از یک نگرانی درونی سرچشمه میگیرد:
ترس از قطعشدن صحبت یا شنیدهنشدن.
فرد میکوشد همه اطلاعات را در کوتاهترین زمان منتقل کند، اما نتیجه معمولاً برعکس میشود؛ مشتری بخشی از مطالب را متوجه نمیشود و بهتدریج تمرکز خود را از دست میدهد.
این اتفاق ممکن است هنگام توضیح وزن و عیار کالا، نحوه محاسبه قیمت، اجرت، سود و مالیات، شرایط تعویض یا تسویه، تفاوت مصنوعات مشابه و نحوه خرید طلای مشتری رخ دهد.
موضوعی که برای فروشنده روزمره و تکراری است، ممکن است برای مشتری جدید، مهم و پیچیده باشد. بنابراین باید آرام، شمرده و مرحلهبهمرحله صحبت کرد تا مشتری فرصت درک، بررسی و پرسش داشته باشد.
فروشنده میتواند پیش از شروع توضیح، این جمله را در ذهن خود تکرار کند:
«حرفهای من ارزشمند است و مشتری برای شنیدن آن صبر میکند.»
پاسخگویی حرفهای به مشتری؛ کوتاه، روشن و مسئولانه
یکی از اشتباهات رایج هنگام گلایه مشتری، ارائه توضیحات طولانی برای اثبات بیتقصیربودن خود است.
مشتری در مرحله اول نمیخواهد بداند چه کسی مقصر است؛ او میخواهد بداند آیا حرفش شنیده شده، آیا مسئله او جدی گرفته میشود، چه کسی موضوع را پیگیری میکند، چه زمانی پاسخ دریافت خواهد کرد و راهحل چیست.
پاسخ حرفهای چهار بخش دارد: پذیرش و جمعبندی مسئله، اعلام اقدام لازم، تعیین مسئول پیگیری و مشخصکردن زمان پاسخ.
برای مثال، اگر مشتری به محاسبات فاکتور خود اعتراض داشته باشد، فروشنده میتواند بگوید:
«موضوع شما را متوجه شدم. لازم است محاسبات فاکتور دوباره بررسی شود. پیگیری آن را شخصاً انجام میدهم و نتیجه را تا ساعت ۱۶ به شما اطلاع میدهم.»
این پاسخ کوتاه، مسئولانه و اطمینانبخش است.
توضیح اضافه و دفاع غیرضروری ممنوع
جملههایی مانند «تقصیر من نبود»، «همکار قبلی اشتباه کرده است»، «شما خودتان اینطور گفتید»، «ما قبلاً توضیح داده بودیم» یا «این مشکل مربوط به بخش ما نیست»، معمولاً شرایط را دشوارتر میکنند.
حتی اگر بخشی از این جملات درست باشد، بیان آنها در آغاز مکالمه به مشتری این پیام را میدهد که مجموعه بهجای حل مسئله، در حال دفاع از خود است.
پاسخ بهتر این است:
«موضوع را بررسی میکنم تا علت دقیق مشخص شود. نتیجه بررسی و راهحل را در زمان تعیینشده به شما اعلام خواهم کرد.»
بهجای «ولی» و «اما» از «فقط» استفاده کنیم
در مکالمات حساس، واژههای «ولی» و «اما» ممکن است اثر جمله مثبت قبل از خود را از بین ببرند. در چنین شرایطی، اصلاح یک واژه میتواند به انتقال محترمانهتر پیام کمک کند.
«حق با شماست، اما این موضوع مربوط به حسابداری است.»
«حق با شماست؛ فقط برای مشخصشدن علت، لازم است بخش حسابداری نیز فاکتور را بررسی کند. پیگیری آن را انجام میدهم.»
«قیمت این کار مناسب است، ولی اجرت آن بالاست.»
«این کار طراحی و ساخت ظریفی دارد؛ فقط به دلیل همین جزئیات، اجرت آن از مدل ساده بیشتر است.»
واژه «فقط» در این مثالها توضیح بعدی را بدون ایجاد حس مخالفت یا تقابل به جمله متصل میکند.
فروشنده حرفهای ابتدا گوش میدهد
شنیدن حرفهای یعنی میان صحبت مشتری نپریم، با نگاه و حالت چهره نشان دهیم که توجه داریم، سؤال تکمیلی و مرتبط بپرسیم و حرف مشتری را کوتاه جمعبندی کنیم.
همچنین لازم است پیش از ارائه راهحل، از برداشت خود مطمئن شویم. گاهی یک سؤال کوتاه میتواند از سوءتفاهمهای بعدی جلوگیری کند.
برای مثال، فروشنده میتواند بگوید:
«اگر درست متوجه شده باشم، سؤال شما این است که چرا قیمت نهایی این قطعه با قیمت طلای خام تفاوت دارد؛ درست است؟»
همین جمعبندی کوتاه میتواند از بسیاری از سوءتفاهمها جلوگیری کند.
پاسخهای کاربردی برای طلافروشان
در فروش طلا و جواهر، نحوه پاسخ به اعتراض مشتری درباره قیمت، وزن، محاسبات یا زمان تحویل اهمیت زیادی دارد. در ادامه، چند نمونه از اصلاح جملات رایج در گفتوگو با مشتری آمده است.
۱. اعتراض مشتری به قیمت
بهجای جمله «همهجا همین قیمت است»، بگویید:
«اجازه بدهید اجزای قیمت را جداگانه توضیح دهم تا مبلغ طلا، اجرت، سود و مالیات برایتان کاملاً روشن باشد.»
۲. اعتراض به وزن یا محاسبه
بهجای جمله «سیستم خودش حساب کرده و اشتباه نمیکند»، بگویید:
«محاسبه را مرحلهبهمرحله دوباره بررسی میکنیم تا وزن، عیار و مبالغ برای شما کاملاً شفاف باشد.»
۳. تأخیر در تحویل سفارش
بهجای جمله «کارگاه دیر تحویل داده و تقصیر ما نیست»، بگویید:
«تحویل سفارش شما با تأخیر روبهرو شده است. موضوع را مستقیم پیگیری میکنم و زمان قطعی تحویل را تا ساعت … اعلام خواهم کرد.»
۴. وقتی پاسخ را نمیدانیم
بهجای جمله «نمیدانم؛ از حسابداری بپرسید»، بگویید:
«برای ارائه پاسخ دقیق، این مورد را با بخش حسابداری بررسی میکنم و نتیجه را تا ساعت … به شما اطلاع میدهم.»
چکلیست کوتاه فن بیان فروشنده
پس از هر گفتوگو، از خود بپرسید:
-
آیا اجازه دادم مشتری حرفش را کامل بیان کند؟
-
آیا آرام و شمرده صحبت کردم؟
-
آیا توضیحات من برای مشتری قابلفهم بود؟
-
آیا حالت چهره و لحنم با کلماتم هماهنگ بود؟
-
آیا از توضیح اضافه و دفاع غیرضروری خودداری کردم؟
-
آیا راهحل مشخصی ارائه دادم؟
-
آیا مسئول و زمان پیگیری را تعیین کردم؟
-
آیا مشتری میداند مرحله بعدی چیست؟
این پرسشها میتوانند به یک چکلیست آموزشی برای فروشندگان و کارکنان مجموعه تبدیل شوند. بررسی منظم آنها کمک میکند مهارتهای ارتباطی، پاسخگویی و برخورد حرفهای با مشتری بهتدریج بهبود پیدا کنند.
نتیجهگیری؛ تأثیر فن بیان و زبان بدن بر اعتماد مشتری
مشتری فقط محصول، قیمت یا پاسخ ما را ارزیابی نمیکند؛ او احساسی را که هنگام گفتوگو با ما تجربه کرده است نیز به خاطر میسپارد.
ممکن است جزئیات یک فاکتور را فراموش کند، اما فراموش نمیکند که هنگام پرسیدن سؤال با احترام با او برخورد شد یا احساس کرد مزاحم است.
فروشنده حرفهای پیش از پاسخدادن گوش میدهد، آرام و شمرده صحبت میکند، مطالب پیچیده را ساده توضیح میدهد، از زبان بدن خود آگاه است و بهجای دفاع، راهحل ارائه میکند.
اندیشه محترمانه، چهرهای آرام و بیانی حرفهای میسازد. مشتری نیز پیش از آنکه سخنان ما را تحلیل کند، احساس واقعی ما را دریافت میکند.
اگر مدیر یک فروشگاه، شرکت یا مجموعه خدماتی هستید، این مقاله را برای کارکنان خود بفرستید و از آنان بخواهید هر هفته فقط یکی از نکات آن را تمرین کنند.
تغییرهای بزرگ در تجربه مشتری، گاهی با اصلاح یک واژه، یک مکث کوتاه یا چند دقیقه شنیدن واقعی آغاز میشود.